پنجشنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۹۳

5:01:37 PM 1393/1/6
Bookmark and Share
سبدکالایی
سبدکالايی

سبدی که دائماً خالی تر می شود

نيازهای هر ملتی را می توان در يک سبد نمايش داد. سبدی بنام: سبد هزينهٴ خانوار
انقلاب همهٴ ملتها و مبارزه برای آزادی نيز، در گام اول برای تأمين همين سبد و فراگير کردن معيارهای روزآمد آن برای همهٴ مردم است.
اما از ابتدای روی کارآمدن رژيم ولايت فقيه، دو هدف، ودو مسير، از همان اولين روزهای سرقت انقلاب خود را نشان داد.
يکی: خواسته های مردم: که آزادی بود و نان و مسکن و کار
ديگری- ديدگاه ارتجاعی خمينی که می گفت مردم انقلاب نکردند که خربزه ارزان بخرند.
35سال بعد از آن قيام بزرگ، جامعه ايران به کجا رسيده است؟ کارکرد رژيم ولايت فقيه در اين سه دهه ونيم، بودجه خانوارهای ايرانی را، به شدت افت داده، و از سبد هزينهٴ خانوار، يک به يک عناصر آن حذف می شوند.
تعريف سبد هزينهٴ خانوار:
«سبد هزينهٴ خانوار را می توان به هزينه های مسکن، خوراک، پوشاک، خدمات و حمل و نقل، بهداشت و درمان، آموزش، هزينه های ديگر مانند هزينه های فرهنگی، حوادث غيرمترقبه، هزينه های سلامت و ورزش تقسيم بندی کرد…».
هر کدام از اين نيازهای خانوار در سبد هزينهٴ خانوار سهمی تعريف شده يا شناخته شده و مشخص دارند.
برای مثال در کشورهای توسعه يافته، هزينه کردن 10 تا 20 درصد کل درآمد برای مسکن، يک الگوی پذيرفته شده است.
اما اگر شما مجبور باشيد بيش از 50 درصد درآمدتان را برای تأمين مسکن بپردازيد، بايد از سهم ساير عناصر سبد هزينهٴ خانوار، بکاهيد.
اکنون ببينيم خانوار ايرانی چه ميزان برای مسکن هزينه می کند.
اين کلام چند هموطن است از منطقهٴ 10 تهران، خيابان قصرالدشت.
هموطن: يک واحد الآن هفتاد هشتاد متری تو اين منطقه اجاره اش حدود چهارصد و پنجاه هزار تومان. پانصد هزارتومان است.
هموطن ديگرمی گويد: يک خانه هشتاد متری شما بخواهی بخری بايد 320 ميليون تومان پول بدهی. خيلی گران است، خيلی بالاست! قيمتها خيلی بالاست. اصلاً هم ثباتی ندارد.

هموطن ديگر می گويد: الآن اجاره ها نسبت به پارسال 40 درصد اضافه شده.
ـ پارسال 13 تومن دادم. امسال 25 تومن
هموطن ديگری می گويد: پارسال مثلاً در يک خانه خودم می نشستم حدود 25 تومن رهن می دادم. ولی امسال خود صاحبخانه هم به من می گويد: آقا چهل ميليون شما بايد پول بدهی!.
شهروند ديگری می گويد: من پارسال با هفت ميليون وسيصد تومان، خانه پيدا کردم. همانن پنجاه متری را امسال می گويند ده ميليون، پونزده ميليون اضافه کن!»
ببينيم سهم اعلام شده منابع خود رژيم حاکم، برای مسکن در سبد هزينهٴ خانوار چقدر است؟
30 ديماه 92: رحيمی انارکی گفت: بيشترين هزينهٴ سبد خانوار مربوط به مسکن و در کل مناطق شهری 33 درصد و در روستاها 18 درصد و در تهران حدود 45 درصد است.
وی با بيان اين که هزينه معمول مسکن در سبد خانوار بايد 28 تا 30 درصد باشد، گفت: قسط 525هزار تومان برای تسهيلات 35 ميليون تومانی، حدود 28 تا 29 درصد هزينه خانوار را تشکيل می دهد».
اين البته مشروط است به اين که دو عضو يک خانواده کار کنند و هر نفر بالای 700هزار تومان حقوق داشته باشند.
اين در حالی ست که بعضی اعترافها گوشه هايی از اوضاع وخيم بی مسکنی مردم را نشان می دهند:
روزنامه حکومتی ابتکار: وزير راه و شهرسازی عباس آخوندی در 12اسفند 92 گفت: «در حال حاضر 860هزار خانوار ايرانی در مسکن کوچک (يک اتاق و کمتر) زندگی می کنند».
اظهارات يک خانم هموطن، واقعيت هزينهٴ مسکن سبد خانوار ميليونها اجاره نشين را نشان می دهد. او می گويد: «ماها که مستأجريم، اجاره نشينيم واقعاً با ماهی هشتصد هزار تومن حقوق بايد چه کار کنيم که پونصدهزارتومانش را هم بايد اجارهٴ خانه بدهيم؟».
دهه به دهه، و سال به سال، با افزايش هزينهٴ مسکن، از ساير هزينه ها مثل خوراک و دارو ودرمان و پوشاک کاسته شده.
بر اساس منابع همين رژيم ـ در سال 78 حدود 29 درصد از هزينه های ساليانهٴ خانوار شهری به تأمين مسکن اختصاص داشته. در حالی که اين رقم ده سال بعد يعنی در سال 87 به 35 درصد و در دهکهای پايين تر به 45 درصد نيز رسيده است.
سهم مسکن در سبد هزينهٴ خانوار شهری:
سال 1378: 29 درصد
ده سال بعد:
سال 1387: 35 درصد. و در دهکهای پايين تر، 45 درصد
سال 1392: 60 درصد
بر اين اساس که سهم مسکن در سبد هزينه افزايش يافته، آمار خوراکی و آشاميدنی به 25 درصد، پوشاک به پنج درصد، بهداشت و درمان 4 درصد و ساير هزينه ها مثل سوخت، خدمات، حمل و نقل، و ارتباطات و غيره به 31 درصد در سال 87 رسيده.
يکی از زنان هموطن در مورد قيمتها می گويد: «قيمتها واقعاً بالاست خودتون برويد نگاه کنيد. مثلاً سرتاسر تابستان، اين همه ميوه، خود من به نوعه بايد با يه خربزه سرکنم. يک واقعيت است. چون بودجه نمی رسد!».
حسين چمنی، مشاور مدير عامل صنايع شير ايران در 29مهر 1392 گفت:
«ميزان مصرف سرانهٴ شير در دنيا 300 تا 500 کيلوگرم است در حالی که مصرف سرانه ما70کيلوگرم در سال برآورد می شود. … طبق آخرين آمار (تا مهر 92) مصرف شير در کشور 22 درصد کاهش داشته است. … با روند موجود احتمال افزايش 30 درصدی قيمت شير خام و 21 درصدی فرآورده های شيری پيش بينی می شود».
حال بايد پرسيد چشم انداز سبد هزينهٴ خانوار در سال 1393 چيست؟
در اسفند 92 وزارت کار دولت آخوند حسن روحانی، خط فقر برای يک خانوار 4نفرهٴ شهری را به طور رسمی يک ميليون و 800هزار تومان اعلام کرد. اين يعنی حقوق سال 93 کارگر ايرانی که رژيم آخوندی آن را 608هزار و 906 تومان اعلام کرد به طور رسمی کارگران ايران را سه پله زير خط فقر می برد.
اگر در يک فرض ناممکن حتی، کارگر ايرانی، به جای 8ساعت کار در شبانه روز، 24ساعت جان بکند، تازه می تواند خود و خانواده اش را به مرز خط فقر برساند. البته به شرط اين که کار، باشد! و به شرط اين که همين حقوق يک سوم خط فقر هم به او پرداخت شود».
به اين محاسبة ساده نگاه کنيد:
خط فقر برای يک خانوار 4نفرهٴ شهری = 1800000 تومان
حقوق پايه کارگر= 000 608 تومان
هزينه خوراک هر خانوار 4نفره در ماه در خوشبينانه ترين حالت =828هزار و 884 تومان
قيمت يک قرص نان = 500 تومان
اگر خانوار 4نفره در هر وعده غذايی 1 قرص نان مصرف کنند = 180000 فقط هزينه نان ماهانه
تا کنون مردم محروم در برابرگرانی گوشت و لبنيات و ميوه، به نان پناه می بردند و مصرف نان افزايش می يافت. اکنون اين واقعيت که همزمان مصرف نان نيز کاهش يافته، معنايی جز اين ندارد که اقشار محروم حتی قادر به تأمين نان مکفی هم نيستند و اين يعنی گرسنگی شديد.
دارو و درمان در سبدهزينه:
درست بر همان سياق، که هزينهٴ خوراک در سبد هزينه افت می کند، هزينهٴ بهداشت و درمان خانوار ايرانی هم به شدت افت کرده است. به خصوص که مخارج دارو و درمان به شدت بالا رفته است. و تأمين اجتماعی واقعی در کار نيست و بيشترين هزينهٴ درمان و دارو را خود مردم مجبورند پرداخت کنند.
يک پزشک در پاسخ به اين پرسش که چرا هم بيمار ناراضی است و هم پزشکان؟ می گويد:
«عاملش مجلس و دولت است. مجلس بودجه يی را که تصويب می کنه، تخصيص پيدا نمی کند. دولت هم درست اجرا نمی کند!. خوب معلوم است همه ناراحت می شوند. سال گذشته 45هزار ميليارد تومان هزينهٴ درمان شده، اما 15هزار ميليارد تومن دولت پرداخت کردند!. بقيهاز جيب بيماران پرداخت شده!.
يک پزشک ديگر می گويد: شما الآن می بينيد که اين «اوت آف پاکت» يعنی هزينه ای که بيمار از جيبش پرداخت می کند چيزی بين هفتاد تا هفتاد و پنج درصد است. با اين هزينه های بالا خوب طبيعتاً بيمار ناراضی هست».
يک پزشک ديگر می گويد: امروز به گونه يی شده که بخش زيادی از بار پرداختی به دوش مردم است. يعنی حدود هفتاد درصد هزينه های حوزه سلامت را مردم دارند پرداخت می کنند».
يک نگاه کوتاه هم به قيمتهای درمان روشن می کند که چرا انبوه مردم درمان را از سبد هزينهٴ خانوار خود حذف می کنند. يعنی قيد درمان را می زنند.
عبدالرضا مصری عضو هيأت رئيسه مجلس رژيم در گفتگو با تلويزيون رژيم می گويد: «من صورت حساب عين صورت حساب سه تا بيمارستان دولتی رو خدمت شما ميارم… بيمارستان قلب تهران، آنژيوگرافی بين يک ميليون و صدهزار تومان، تا يک ميليون و 250هزارتومان.
بيمارستان مدرس تهران، دولتيها را دارم ميگوم. تا يک ميليون و هفتصدهزار تومان. افشار يزد، 720هزارتومان. … قلب باز با دو رگ، بيمارستان قلب تهران، 4ميليون هفتصدهزارتومان. تا هفت ميليون تومان.
بيمارستان شهيد مدرس، از هشت ميليون تومن همون عمل شروع ميشه، تا 13 ميليون تومان، … قلب باز با سه رگ، بيمارستان قلب تهران 5 ميليون و چهارصد هزار تومن تا هشت ميليون و سيصد هزارتومن. مدرس، 9 و پونصدشروع ميشه، تا 14 ميليون تومان. … بخش خصوصی هم از25 ميليون تومان تا 50 ميليون تومن بنده برای شما سند مياورم».
هزينهٴ درمان به ويژه در بيمارستانهای خصوصی بقدری بالاست که موج مردم به بيمارستانهای دولتی هجوم می آورند. به ارقامی که از انبوه مراجعان به بيمارستان داده می شود توجه کنيد:
يک مسئول در بيمارستان ميلاد تهران می گويد: در حدود 6هزارتاما مراجعهٴ درمانگاهی داريم، اورژانسمون هم يه چيزی حدود 1500 تا 1600 و يه وقتهايی تا حدود 1800 تا بيمار داريم در 24ساعت.
يک خانم هموطن می گويد: ما از ساعت 7 صبح شروع می کنيم به زنگ زدن ولی موفق نمی شيم! تلفن رو جواب نمی دهند. به محض اين که آزاد ميشه ميگن آقا وقت پره.
متصدی بيمارستان می گويد: تلفن ما بيست تا خط داره. به چقدر ميتونه جواب بده. با شصت تا اپراتور. به نهايت به 20هزارتا از 100هزارتماسی که داريم. از اونم به 2500تاش می تونيم که ما به ترتيب سريال، نوبت بديم
يک خانم بيمار می گويد: مثلاً بخش سونوگرافی. اين دکتر در عرض واقعاً سه دقيقه چهار تا مريض رو سونوگرافی کرد!…
يک خانم ديگر می گويد: يکماهه اسير اين جايم. قلبم عمل می خواد خوب؟ من بودجه هيچی ندارم نميتونم. هی ميام هی ميرم».
يک بيمارديگر می گويد: از بس بيمار زياده، بيمار را نيمه کاره ول می کنند.
بک مرد: خانم من بچه تو شکمش مرده رفتم شماره گرفتم هی به من می گويند تخت نيستش تخت نيستش. از شش صبح ميايم تا 12 شب. علت چيه؟ بيمارستان با اين عظمت؟
با اين نمونه ها در مورد مسکن و خوراک و بهداشت، ديگر بررسی ساير اقلام سبد هزينهٴ خانوار ناضروری می نمايد. اما اين را بايد گفت که کسری بودجه فقط برای شهرنشينها نيست بلکه روستاييها با کسری بودجه چه بسا بيشتری مواجهند. سخن از کسری بودجه خانوارهای روستايی فرصتی ديگر نياز دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر