هر چه گمنامتر وکمخبرتر باشی، رد ظلم بیشتر
بر گردهات مینشیند و نقض حقوقت از آنچه برای همه پیش میآید فراتر
میرود و رنج مضاعف در سکنج تیره و تاریک خاموشخانههای زندان همراهات
است؛ اینها میگویند و انگار هم به حق گویند.
اینها را دست کم حالا دیگر زندانی تبعید شدهی
زندان رجاییشهر که از ۱۰ سال پیش روز و روزگارش را پشت میلههای زندان
گذارنده خوب میداند. دستکم گفتنش برای این است که شاید بیشتر و پیشتر
از این دهه هم چنین رفته باشد و ما نمیدانیم.
سال ۱۳۸۴ بود که اولین بار در زمان سپری کردن
محکومیتم در زندان قزلحصار او را دیدم . تجمعی که برای حمایت از اکبر گنجی؛
که در آن زمان در اعتصاب غذا به سر میبرد، برگزار شده بود با هجوم
نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد و چندین تن بازداشت شدند. یکی از آنان
مهدی فرحی شاندیز بود که در پی شرکت در این تجمع بازداشت و به زندان
قزلحصار کرج منتقل شد. نزدیک به دو هفته تا یک ماه در این زندان به سر برد و
پس از آن از زندان آزاد شد. (با توجه به این که در بند دیگری از زندان به
سر میبرد و یکجا نبودیم، از مدت دقیق بازداشت و اینکه به چه کیفیتی آزاد
شد، اطلاعی ندارم.)

بازداشت دیگر این فعال کارگری در سال ۱۳۸۵ اتفاق افتاد که اینبار نیز از نزدیک شاهد آن
بودم. در پی مرگ اکبر محمدی، فعال دانشجویی در زندان اوین، همراه گروهی
از فعالین دانشجویی و حقوقبشری برای شرکت در مراسم خاکسپاری محمدی عازم
شهر آمل و زادگاه وی بودیم که در میانهی راه دو مینبوس ما توسط مأموران
وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی متوقف و جملهگی افراد بازداشت شدند. از
کسانی که همراه بودند مهدی فرحی شاندیز بود که همراه تمامی افراد حاضر بعد
از چندین ساعت بازجویی نگهداری در یک پاسگاه راهنمایی رانندهگی آزاد شد.
مهدی فرحی شاندیز که مدرک مهندسی برق خود از
دانشگاه صنعتی اصفهان گرفته است، پسرعموی اعظمالسادات فرحی شاندیز همسر
محمود احمدینژاد رئیس دولت سابق ایران است، اما وی نه راهاش به راه آنان
رفته و نه این نسبت خویشآوندی از ظلمهای رفته به او کاسته است. شاندیز
پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در ایران بازداشت شد و به سلولهای
انفرادی زندان اوین منتقل.
بازداشت او به خاطر شرکت در مراسم روز جهانی
کارگر در تهران و تجمعی بود که برگزار شده بود. وی برای این بازداشت که تا
بعد از حوادث خونبار انتخابات هم ادامه داشت نزدیک به ۹ ماه را در
سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرد و پس از آن با تودیع وثیقه
آزاد شد. وی در تمام طول این دورهی بازداشت تنها چهار بار با خانوادهی
خود ملافات داشت و به طور کامل تمام مدت را در سلول انفرادی به سر برده
بود.
فرحی شاندیز در این پرونده که در دادگاه انقلاب
به آن رسیدهگی میشد به خاطر شرکت در تجمع روز جهانی کارگر در پارک لاله
تهران با اتهاماتی همچون اقدام علیه امنیت ملی و شرکت در تجمعات غیرقانونی
متهم شده بود و به ۹ ماه زندان نیز محکوم شده بود. وی سرانجام بابت این
پرونده در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۸ از زندان آزاد شد.
کمتر از چهار ماه بعد و در روز ۱۱ خرداد ۱۳۸۹،
زمانی که این فعال کارگری به دادگاه انقلاب برای پس گرفتن وسائل شخصی خود
مراجعه کرد، با برخورد و رفتار غیرقانونی رئیس شعبه روبهرو شد. رئیس شعبه
۸ دادگاه انقلاب فرحی شاندیز را به اتهام «اخلال در نظم» و «توهین به
رهبری» بازداشت کرد.
فرحی پس از آزادی به خاطر این پرونده بهسه سال
زندان محکوم شد که این حکم پس از تأیید در دی ماه ۱۳۹۰ اجراو بار دیگر
زندان اوین و دیوارهای بلندش راه آزادی بر او بستند.

دوران محکومیت فرحی شاندیز نیز به سادهگی و با
رعایت حقوق وی سپری نمیشود. به دلیل اعتراضهای مکرر به وضعیت زندان و
نقض حقوق خود به بند هشت زندان اوین منتقل میشود و با ادامهی اعتراضها
در آنجا به عنوان تنبیه بارها به سلولهای انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین
فرستاده میشود تا دوباره و دوباره روزگار زندان را با شکنجهی سلولهای
انفرادی بگذارند. در فروردین ماه سال ۱۳۹۲ در پی امتناع از نوشتن نامه
عذرخواهی از سوی دو تن از مأموران زندان اوین با «باتوم و کابل مورد ضرب و
شتم» شدید قرار میگیرد به طوری که دستاش را میشکنند و تا چند روز بدون
هیچ گونه درمانی او را در همان سلول انفرادی رها میکنند.
اما این قصهی تلخ زندان و سلولهای انفرادی و
شکنجههای مداوم ادامه دارد. قصهی تلخ فرحی شاندیز حالا به زندان
رجاییشهر رسیده است. در خرداد ماه سال جاری فرحی شاندیز به زندان
رجاییشهر تبعید شد و حالا در بندی به سر میبرد که محل نگهداری قاتلان و
سارقان مسلح است و از آن در نامهای به رهبر جمهوری اسلامی ایران اینچنین
یاد میکند که «شرایط غیر انسانی {این زندان} که با هیچ یک از استانداردها و
موازین حقوقی که در آیین نامه سازمان زندانها آمده همخوانی ندارد و به
موارد بهداشتی و غذایی، تامین امنیت جانی، آسایشی و آموزشی کوچکترین توجهی
نمیشود.»
از طول دورهی زنداناش بر اساس حکم سه ساله
چند ماهی بیشتر نمانده است، اما در همین زمان کوتاه نهایت استفاده برده
شده تا به روز آخر فرحی شاندیز در رجاییشهر رنجی مضاعف را پیش رو ببیند. و
شاید بهتر بگوییم چند ماهی تا رنجی بعدی به دست حاکمانی که ساکنانی
میخواهند یا در رنج مداوم یا در سکوت همیشهگی و فرحی با اولی روزگار
گذارنده در این سالها…
- عکس دسته جمعی: سفر برای شرکت در مراسم خاکسپاری اکبر محمدی است که جملهگی بازداشت شدیم. مهدی فرحی شاندیز ایستاده در بالا با پیراهن آبی است. بقیه عکسها را میتوانید اینجا مشاهده کنید
- احتمال میدهم که مهدی فرحی شاندیز دفعات دیگری هم بازداشت شده باشد که منبع و اطلاعاتی از آن در دسترس نیست
- سایت اخبارنیوز
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر