دوشنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۹۳

5:07:32 AM 1393/2/14
جمعه بازار تهران و آخوند جنتی و روحانی
جمعه بازار تهران و آخوند جنتی و روحانی

پوزخند تاريخ به تقلا برای تحميل لاشهٴ متعفن يک ايدئولوژی

آخوند جنتی در نمايش جمعهٴ (12ارديبهشت) قسمتی از اظهاراتش را به مقولهٴ فرهنگ و آه و فغان از وضعيت فرهنگی اختصاص داد. وی که پيش از اين و از همين تريبون نمايش جمعه، فرمان حمله برای برچيدن آنتنهای ماهواره را صادر می کرد، اين بار از مردم و کسانی که تلويزيونهای ماهواره يی را تماشا می کنند و از معلمان درخواست می کرد که به شاگردان خود بگويند که «تحت تأثير ماهواره قرار نگيرند، زندگی غربی جذبشان نکند بداند زندگی غربی جز ظلمات هيچی نيست». جنتی البته جايگزينی هم در برابر اين نفی نشان داد و اضافه کرد که «مسائل جاری ولايت فقيه را به اينها بفهماند که يعنی چه؟ چه ارزشی دارد و چه نقشی در مديريت زندگی انسان دارد!».

گماشته مادام العمر ولی فقيه در شورای نگهبان در قسمت ديگری از اظهارات خود به دولت روحانی و وزارت ارشاد که وزير آن پسر خود جنتی است هم، تکليف کرد که مبادا به يک کتابی که رنگ اسلامی ندارد، مجوز چاپ بدهند» و هشدار داد که «وزارت ارشاد بايد بر محصولات فرهنگی نظارت کامل داشته باشد و مبادا به نويسنده يی اجازهٴ نشر بدهند که اگر آثارش چاپ بشود، جا باز می کند ميان مردم و می روند آثارش را می خوانند».

بخشی از اين اظهارات که اين روزها در رژيم فراوان رد و بدل می شود، نمودی از جنگ قدرت جاری در رأس رژيم و نتيجه تصادم دو خط و استراتژی متفاوت خامنه ای و رفسنجانی بر سر بيرون کشيدن رژيم از گرداب سرنگونی است. آخوند روحانی که از روز اول روی کارآمدن اين رژيم، در کنار رفسنجانی پيوسته عهده دار امور امنيتی بوده، فرمان حجاب اجباری در ادارات را صادر می کرده، دستور قتل بگير و ببند و قتل روشنفکران را می داده و نفر اصلی سرکوب و کشتار دانشجويان در قيام تير 78 بوده، حالا برای از دور خارج کردن ولی فقيه، شيادانه ژست آزادی بيان و مخالفت با سانسور و ارشاد و گشت ارشاد و… می گيرد. پته اين قبيل ژستها را که البته هرگز مردم ايران را نمی فريبد، باند مقابل روی آب می اندازد و پاسدار شريعتمداری در يادداشت روز کيهان (13/2) تهديدات او و وزير ارشادش عليه تهيه کنندگان يک سی دی را در برابر ژستهای کذايی آنها می گذارد و می پرسد چطور نوبت به خودتان که رسيد، آسمان تپيد؟!

آخوند علم الهدی تيغ کش ديگر خامنه ای هم صراحتاً می گويد «پشت شعار آزادی، خيز فرصت طلبان برای کسب قدرت است» (خبرگزاری فارس ۱۰/۲/۹۲).

اما وجه ديگر آه و ناله های آخوند جنتی و ساير مهره های رژيم، ناشی از شکست و ورشکستگی ايدئولوژی منحط خمينی پس از 4دهه حاکميت است. اعتراف به شکست همهٴ تمهيدات سرکوبگرانه برای (به قول جنتی) «تزريق معنويت!» يعنی تلاش برای حقنهٴ انديشهٴ مسموم و متعفن شان به مردم و جوانان است. از اين می نالند که 70درصد مردم بينندهٴ کانالهای ماهواره يی هستند و با صدا و سيمای نظام يا به قول مردم، «پشم و شيشهٴ » آخوندی قهر کرده اند. عز و جزّ می کنند که نمايشهای جمعه در سراسر کشور از جوانان به کلی خالی است و همان پيرها هم که می آيند به طمع ماديات و حل و فصل مسائل زندگيشان است. فرياد می زنند که اباطيل آخوندها را کسی حتی به رايگان هم نمی خرد.

پاسدار محسن رضايی، قدری صريحتر به اين شکست اشاره می کند و تقصير را متوجه «شورای عالی انقلاب فرهنگي می داند که تا به حال نتوانسته يک فرهنگ انقلابی اسلامی و جهادی را در کشور محقق کند» (خبرگزاری مهر آخوندی ۱۲/۲/۹۳).

روشن است که محک سنجش تئوريها و ايدئولوژيها، صحنهٴ عمل سياسی و اجتماعی است، بنابراين ابلهانه است که پس از 35سال پاسدار رضايی يا هر کس ديگری بخواهد شکست ايدئولوژی را به گردن اين يا آن نهاد حکومتی بيندازد. ايدئولوژی ننگين خمينی ميوه های تلخ و زهرآگين خود را در همهٴ زمينه ها به بار آورده و از همين رو حکم نفی تاريخی خود را امضا کرده است. بگذار آخوند جنتی و آخوند خامنه ای خيال کنند با «تزريق» می توانند آن را به خورد مردم بدهند و بگذار خيال کنند که با سانسور و مميزی می توانند جلو نشر انديشهٴ نو و بالنده را بگيرند. هم چنان که بگذار شيخک مکار روحانی هم خيال کند که گويا می تواند اين لاشهٴ متعفن را با ژست و شکلک و با اودکلن، زنده جا بزند و به جامعه و مردم ايران تحميل کند. تاريخ و مشی تکامل به اين تلاشهای مسخره و شکلکهای ميمون وار پوزخند می زند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر